شبکه اخبار اقتصادی و دارایی ایران
۱۵:۰۷ چهارشنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
English پارسی
  
۱۰:۳۲ (چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۸۸)
شاخک‌های حساس بورس و تحولات سیاسی

تنها خواست اینها، ثبات است

«بورس» را سیاسی‌ترین عرصه اقتصادی می‌دانند چون کوچک‌ترین تحولات سیاسی نیز بر مناسبات آن اثرگذار است. فعالان و تحلیلگران بازار سرمایه همان‌طور که با دقت تحولات اقتصادی ریز و درشت را از اخبار شرکت‌ها تا صنایع و پارامترهای کلان اقتصادی دنبال می‌کنند، اخبار سیاسی را نیز زیر ذره‌بین دارند. آنها در لابلای تحولات سیاسی به دنبال تحلیل اثرات آن بر مجموع بازار سرمایه هستند. این موشکافی در اخبار سیاسی به میزان بررسی تحولات اقتصادی اهمیت دارد.
این که چرا یک سرمایه‌گذار بازار سرمایه، باید حتی نگران تحولات سیاسی نیز باشد، شاید از نگاه ناظر بیرونی تعجب برانگیز باشد و تصور کند که یک صنعت یا شرکت خاص چگونه می‌تواند بر اثر یک تحول سیاسی نه‌چندان اثرگذار، دچار رونق یا رکود تولید و فروش شود اما واقعیت آن است که یک فعال بورس بر یک دارایی غیر فیزیکی سرمایه‌گذاری کرده که هر لحظه قیمت می‌خورد و تحولات واقعی شرکت، صنعت یا اقتصاد تنها عوامل تعیین‌کننده این قیمت نیست. فعال بورس پیش‌بینی می‌کند و مانند هر انسانی بر پایه نگاه خود به زندگی، آینده دارایی خود را ارزیابی می‌کند. او می‌ترسد و احتیاط می‌کند، امیدوار می‌شود و طمع می‌کند و حتی این خصایل اخلاقی‌اش هم در تصمیم‌های او اثرگذار است. چون هر لحظه می‌تواند اراده به خرید یا فروش کند، حتی احساسات لحظه‌ای نیز در خرید و فروش او موثر است.
وقتی خبر بد سیاسی می‌شنود، می‌ترسد و سریع می‌خواهد دارایی خود را به پول نقد تبدیل کند. حال در آن لحظه‌ای که تصمیم عملی می‌گیرد، ممکن است ترس بی‌مورد داشته باشد و اثر تحول سیاسی را بسیار بیش از میزان واقعی ارزیابی کند اما به هر حال وقتی تصمیم می‌گیرد، عمل می‌کند و وقتی احساس او در بازار عمومیت یابد، سهام و قیمت‌ها را دستخوش نوسان می‌کند. در مورد اخبار امیدوارکننده نیز به همین ترتیب است. امیدوارانه اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کند. بارها اتفاق افتاده که بازار در واکنش به یک خبر، به سویی رفته و تنها با گذشت ساعتی یا روزی با تحلیلی واقع بینانه‌تر، نگاه خود را تصحیح کرده است.
نقل است که در بازار بورس شیکاگو که از قدیمی‌ترین بورس‌های جهان است و مبادلات کالاهای کشاورزی در آن انجام می‌شود، موقع خشکسالی و کمبود محصول، بازار دچار رکود می‌شده است. آنگاه فعالان آن بازار تنها با یک نم باران، امیدوارانه شروع به معامله محصولات کشاورزی می‌کردند در حالی که گاهی اوقات، مزرعه تولید آن محصولات کیلومترها آن سوتر، همچنان در تب بی‌آبی می‌سوخته است!
این منطق بازار سرمایه است و هر لحظه این امکان را دارد که به رنگی درآید اما اثرگذاری تحولات سیاسی تنها به احساسات زودگذر و بی‌پایه فعالان محدود نمی‌شود و گاه می‌تواند حاکی از یک تاثیر عمیق بر مناسبات کلی بازار نیز باشد.
 
ریسک‌هایی متوجه سهام
در مجموع دارایی‌های مالی به خصوص سهام، با دو نوع ریسک مواجهند که به آنها ریسک‌های سیستماتیک و غیرسیستماتیک می‌گویند. ریسک‌‌های غیرسیستماتیک تنها منحصر به همان سهم یا دارایی مالی است و ارتباطی با تحولات کلی بازار ندارد اما ریسک‌های سیستماتیک مربوط به اتفاق‌های کلی بازار است. ریسک نقدینگی شرکت یا ریسک مالی که مربوط به میزان استفاده از بدهی‌ها برای فعالیت شرکت است و یا ریسک تجاری که ناشی از تحولات کسب‌وکار مختص شرکت است، ازجمله ریسک‌های غیرسیستماتیک هستند، اما ریسک نوسان نرخ بهره بانکی یا ریسک تورم یا ریسک نرخ ارز که در سطح کلان اقتصاد به وقوع می‌پیوندند، جزو ریسک‌های سیستماتیک هستند. خصوصیت ریسک‌های سیستماتیک این است که اکثر سهام را تحت تاثیر قرار می‌دهند. به‌عنوان مثال: با افزایش نرخ بهره بانکی، بازار سرمایه دچار افت می‌شود و اکثر سهام با کاهش قیمت روبه‌رو می‌شوند.
در مجموعه ریسک‌های سیستماتیک، ریسکی تحت عنوان ریسک سیاسی نیز داریم که از آن با عنوان ریسک کشور هم یاد می‌شود. وقوع جنگ یا تحول در سطوح عالی سیاسی یک کشور، از جمله ریسک‌های سیاسی بسیار مهم است که اکثر سهام را متاثر می‌کند. به این ترتیب فعالان بازار سرمایه به‌عنوان یکی از شاخص‌هایی که به خصوص مجموع بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد، همواره پیگیر اخبار سیاسی هستند و تاثیرات اخبار را بر مجموع بورس و دارایی سهام خود مورد ارزیابی قرار می‌دهند.
 
انتظار از سیاست چیست؟
فعالان اقتصادی که سرمایه‌گذاران بورس را نیز دربرمی‌گیرند گرچه تحولات سیاسی را بررسی می‌کنند و تاثیر آن را بر اقتصاد کشور و یا حتی نوسان‌های گاه لحظه‌ای بازار سرمایه می‌سنجند اما در واقع، انتظار مشخصی از عرصه سیاست دارند و تحولات سیاسی را نیز در همین چارچوب مورد بررسی قرار می‌دهند. آنها از سیاست به صورت مشخص «ثبات» را می‌خواهند چون تداوم فعالیت‌های اقتصادی و رشد و توسعه آن در گرو وجود آرامش و ثبات در کشور است و تحولات سیاسی نیز دقیقا بر ثبات و آرامش کشور اثر می‌گذارند. وقتی کشوری دچار اختلاف‌های داخلی است که بیم برخوردهای خشونت‌بار از آن می‌رود یا روابط تخاصم‌آمیز سیاسی با یکی از همسایگان خود دارد، ثبات کشور در حد اعلای خود دچار چالش است و در این محیط، یک سرمایه‌گذاری یا فعالیت اقتصادی نمی‌تواند شکل بگیرد.
در سطحی پایین‌تر نیز وقتی انتخابات‌ مختلف در پیش است و جریان‌های سیاسی گوناگون با تفکرها و خط‌مشی‌های مختلف در رقابت برای کسب صندلی‌های قدرت هستند، سرمایه‌گذاران در انتظار برای تعیین تکلیف انتخابات می‌مانند تا بر اساس تفکر جریان پیروز، برای فعالیت اقتصادی خود برنامه‌ریزی کنند. در کشورهای با ثبات بالای سیاسی بر مبنای تجربه دهه‌ها چرخش قدرت، نهادهای راهبردی که تصمیم‌های مهم و سرنوشت ساز اقتصادی را می‌گیرند، مستقل از چرخش معمول و چند سال یک بار قدرت سیاسی، فعالیت می‌کنند تا عرصه اقتصاد با التهاب سیاسی انتخابات‌ درگیر نشود. نهادهایی چون بانک مرکزی که تعیین کننده سیاست‌های پولی کشور است و یا نهادهای بازار سرمایه که سیاست‌های مالی با اهمیت را معین می‌کنند، به‌طور معمول با تحولات مدیریتی فارغ از گردش قدرت سیاسی روبه‌رو هستند.
به‌هرحال، نگاه فعالان بازار سرمایه به تحولات سیاسی که برخلاف دیگر فعالان اقتصادی تنها برای تعیین تصمیم‌گیری‌های کلان نیست، به دنبال اخباری است که ثبات بیشتر عرصه سیاست را نوید دهد تا حتی خرید و فروش‌های روزانه و کوتاه‌مدت نیز مصون از نوسان یا التهاب باشد.
 
فعالان بورس وطنی و تحولات سیاسی
کشور ما به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در موقعیت حرکت به سوی توسعه قرار دارد و همچون کشورهای پیشرفته از ثبات حداکثری در سیاست‌ها و راهبردها در عرصه‌های یادشده، برخوردار نیست. فعالیت اقتصادی در کشور ما با شرایطی که با ثبات کامل فاصله قابل توجهی دارد، همواره با ریسک‌‌های بیشتری نسبت به کشورهای توسعه‌یافته همراه است. بنابراین فعالان بازار سرمایه نیز در یک چنین شرایطی، جدی‌تر به تحولات خارج از وضعیت دارایی مالی خود می‌نگرند و با عواملی گوناگون و پر تعدادتری روبه‌رو هستند که بر قیمت دارایی آنها اثرگذار است.
مهم‌ترین مایه نگرانی آنها انتقال بی‌ثباتی به عرصه‌های تصمیم‌سازی اقتصادی است، عرصه‌هایی که باید دارای ثبات حداکثری برای فعالیت اقتصادی باشند. سیاست‌هایی که در اقتصاد در پیش گرفته می‌شود، بر رشد و توسعه اثرگذار است، نرخ تورم را دچار نوسان می‌کند و بر وضعیت مالی شهروندان تاثیر دارد. در این شرایط، تعیین نرخ بهره بانکی بسیار مهم است، سیاست‌های ارزی باید مشخص باشد و تعرفه‌های واردات و صادرات باید معین باشد. این‌ها حداقل‌هایی است که برای عرصه حساسی مانند بورس، باید در قالب سیاست‌های باثبات معین باشد و گاه برای چندین سال نیز با نوسان روبه‌رو نشود.
برای تعیین ثبات این سیاست‌های مهم اقتصادی، نیاز به مدیریت‌های باثبات در نهادهای مهم تصمیم‌ساز است. مدیران اقتصادی کشور را سران سیاسی تعیین می‌کنند بنابراین ثبات اقتصادی کشور از محیط سیاسی نشات می‌گیرد. هنوز در کشور ما این امکان فراهم نشده که با تعیین سیاست‌های راهبردی اقتصادی که مورد توافق کلی جریان‌ها و اندیشه‌های مختلف سیاسی باشد، مدیران اقتصادی نهادهای راهبردی، مستقل از رفت آمدهای معمول عرصه سیاسی تعیین شوند و این خود بزرگ‌ترین ریسک و تهدید برای فعالیت‌های اقتصادی، آن هم در عرصه بورس است که حتی از یک اظهارنظر ساده یک مقام مسئول نیز اثرپذیری گاه آنی دارد.
اما اگر از سیاست‌های اقتصادی متاثر از مدیریت‌های سیاسی عبور کنیم، تحولات مشخصی نیز در عرصه سیاست وجود دارد که در این سال‌ها به خصوص بازار سرمایه را بسیار متاثر کرده است. انتخابات‌ در کشور ما از مهم‌ترین تحولات سیاسی هستند که ماه‌ها مانده تا برگزاری آنها، بورس را از روند خود متاثر می‌کنند. در این میان، انتخابات ریاست جمهوری به علت نقش خود در تعیین سیاست‌های اجرایی کشور، مهم‌ترین انتخابات است اما انتخابات مجلس نیز اثرگذاری خود را دارد. فعالان بازار سرمایه اگر نسبت به ثبات مدیریت کلان سیاسی کشور تا حد زیادی مطمئن باشند یا امیدوار به تحول مثبت در سطح این مدیریت باشند، روند بورس را مثبت خواهند دید و فعالیت خود را در این بازار افزایش می‌دهند اما اگر سران بعدی سیاسی چندان قابل پیش‌بینی نباشند یا احتمال آن برود که شانس پیروزی بیشتر با جریانی است که سیاست‌های مطلوب اقتصادی فعالان بازار سرمایه را دنبال نمی‌کند، آنگاه سیاست احتیاط، در دستور کار قرار می‌گیرد و در این حالت، تمایل به نقد بودن بیشتر دارایی‌ها افزایش می‌یابد.
بنابراین با توجه به این که سیاست‌های جریان‌های سیاسی کشور چندان مشخص نیست و هنوز به ثبات کامل نرسیده و به‌طور معمول با تغییرات زیادی همراه است، بازار سرمایه چندان از برگزاری انتخابات‌ استقبال نمی‌کند و به علت ابهام‌های موجود، فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خود را کاهش می‌دهد تا بازار در ماه‌های مانده به برگزاری انتخابات‌ با رکود روبه‌رو شود.
اما دیگر تحولی که در این سال‌ها از حوزه سیاست تاثیر زیادی بر بازار سرمایه داشته است، مهم‌ترین رویداد دیپلماسی کشور یعنی پرونده هسته‌ای بوده است. بازار از سال 1382 تاکنون به شدت پیگیر تحولات این حوزه بوده و این اتفاق به پای ثابت پیگیری بازار و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری او تبدیل شده است. بازار همچون دیگر تحولات سیاسی، از تحولات موضوع هسته‌ای نیز ثبات را طلب کرده و همچنان می‌کند. البته عرصه دیپلماسی تنها منحصر به پرونده هسته‌ای نبوده و تحولات منطقه‌ای همچون جنگ در عراق و افغانستان و تحولات لبنان و فلسطین نیز در این بین اثرات مقطعی زیادی بر روند بورس داشته است. تحولات در کشورهای همسایه گرچه به‌طور معمول کمترین اثرات را بر روند بازار سرمایه داشته اما گاه در مقاطعی به مهم‌ترین عامل پیگیری فعالان تبدیل شده و نوسان‌هایی را در قیمت‌ها و شاخص‌ها ایجاد کرده است.

کد خبر : 626
اخبار مرتبط
نسخه چاپی نسخه چاپی
 نظر شما درباره خبر 
نام فرستنده :
پست الکترونیک :

لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)



تولید خودروی پروتون در ایران
همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی استان خوزستان برگزار می‌شود
گسترش همکاری‌های اقتصادی تهران و کوالالامپور
90 سال صفرزدایی
واگذاری شرکت هواپیمایی ایران ایرتور بررسی می‌شود
پیچشی در زیر دارد آنچه در بالاستی
استقبال بانک توسعه اسلامی از خرید اوراق مشارکت دولت جمهوری اسلامی ایران
ممنوعیتی برای فروش سهام عدالت وجود ندارد
تا زمانی که مصرف‌کننده‌ای نباشد تولیدکننده محصولات خود را نمی‌تواند عرضه کند
شرکت بیمه دانا رتبه برتر در بین دستگاه‌های کل کشور را کسب کرد

 

 ورود به سایت 
صفحه نخست | گالری تصاویر | پیوندها | درباره ما | ارتباط با ما | ورود | ثبت نام در سایت | اعضای سایت | ارسال گذرواژه فراموش‌شده | آگهی‌ها
طراحی سایت و پورتال، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام