همچنین بحثهای فراوانی درمورد موضوع اعتبارسنجی مشتریان بانکها در محافل مطرح است و نشریه اخبار اقتصادی و دارایی در یکساله گذشته نیز مطالب متنوعی دراینباره به چاپ رسانده است. این البته بحثی است که ادامه دارد و مقاله حاضر ابعادی دیگر از موضوع را به چالش میکشد: مؤسسههای مالی و بانکها برای آنکه اعتبارات خطرناکی ارائه نکنند باید از میزان خطر (ریسک) عملیات خود آگاه باشند. در متن منبع یعنی ایران ریسک، از معادل فارسی «ریسک» (خطر) استفاده نشده است ولی ترجیح دادیم متن را بدون تغییر به همکاران تقدیم کنیم.
فرض کنید انسانی با چتر نجاتی بر پشت از هواپیما بیرون بپرد. از یک سو، نسبت به این که چترش باز شود یا خیر نامطمئن است و از سوی دیگر، ریسک را پذیرفته چراکه در معرض عدم اطمینان قرار گرفته است. اگر چترش باز نشود، آسیب خواهد دید.
حال فرض کنید انسانی بدون چتر از هواپیما بیرون بپرد. اگر مطمئن باشد که میمیرد، هیچ ریسکی نخواهد داشت. ریسک نیازمند وجود دو بخش است: میزان خطر و عدم اطمینان. عدم اطمینان مترادف با بیخبری است. ما با ریسک روبهرو هستیم بهدلیل اینکه از آینده بیخبریم اما اگر انسان موجودی همه چیزدان بود، هیچ ریسکی هم وجود نداشت. از آن جا که بیخبری از آینده یک تجربه شخصی است، ریسک لزوما پدیدهای فردی است. بهمثال دیگری توجه کنید:
فرض کنید مردی به فرودگاه میرود تا برای یک پرواز بلیت بگیرد، هوا بد است و در نتیجه شاید پرواز لغو شود. او نسبت به شرایط پرواز نامطمئن است و به دلیل این عدم اطمینان ممکن است با خطر لغو پرواز مواجه شود. اگر پرواز لغو شود، مسافرت او انجام نمیشود. برایناساس، او با ریسک دست و پنجه نرم میکند.
حال، فرض کنید زنی نیز به فرودگاه میرود تا بلیتی برای همان پرواز بگیرد. او تلفن کرده و مطمئن شده که پرواز لغو نخواهد شد. او عدم اطمینان کمتری دارد و با ریسک کمتری مواجه است. در این مثال، دو فرد مجزا با یک پدیده روبهرو شدهاند. آنها به دلیل مواجهه با سطوح متفاوتی از عدم اطمینان، با سطوح متفاوتی از ریسک روبهرو هستند. ریسک یک تجربه شخصی است، نه به دلیل اینکه مشروط است، بلکه به دلیل این که این افراد هستند که از پیامدهای ریسک رنج میبرند و آسیب میبینند. البته نهادها و مؤسسههای مالی کمتر با ریسک روبهرو هستند، به عبارت بهتر آنها مجرایی برای انتقال ریسک به شمار میروند، چراکه در نهایت تمام خطرپذیریها از نهادها و مؤسسهها به افراد شامل ذینفعان، کارکنان، مشتریان و اعضای هیأتمدیره منتقل میشود.
ریسک اعتباری: این ریسک عبارت است از ریسک ناشی از عدم اطمینان (بانک) به توانایی طرف حساب (مشتری یا متعهد) برای عمل به تعهداتش.
به دلیل وجود تعداد زیاد طرف حساب- از اشخاص معمولی گرفته تا دولتها - و همچنین وامهای مختلف - از وامهای اتومبیل تا معاملات مشتقات - ریسک اعتباری اشکال مختلفی به خود میگیرد و به همین دلیل هم مؤسسهها این ریسک را به طرق مختلفی مدیریت میکنند.
در ارزیابی ریسک اعتباری یک طرف حساب مؤسسه باید به سه موضوع توجه داشته باشد:
· احتمال نکول: احتمال این که شخص، طی دوره تعهد یا در یک دوره زمانی خاص مانند یک سال، تعهداتش را نکول کند، چقدر است؟ اگر احتمال نکول برای یک دوره زمانی یک ساله محاسبه شود میتوان آن را فراوانی نکول مورد انتظار نامید.
· محدوده خطر اعتباری (اکسپوژر اعتباری): در صورت وقوع نکول، چه میزانی از تعهدات در خطر خواهد بود؟
· نرخ بازگشت: هنگام وقوع نکول چه کسری از اعتبارات در خطر را میتوان از طریق اقدامهایی مانند اعلام ورشکستگی یا سایر روشهای تسویه بازیابی کرد؟
زمانی که از کیفیت اعتباری یک تعهد صحبت میشود، معمولامیزان توانایی فرد برای عمل به تعهداتش مدنظر است. مفهوم کیفیت اعتباری در برگیرنده دو جزء احتمال نکول تعهد و نرخ بازگشت پیشبینی شده است.
به منظور توجه دقیقتر به محدوده خطر اعتباری و کیفیت اعتباری، به یاد داشته باشید که هر ریسکی از دو جزء تشکیل شده است: محدوده خطر و عدم اطمینان. برای ریسک اعتباری، محدوده خطر اعتباری، بیانکننده جزء اول و کیفیت اعتباری، نشاندهنده جزء دوم است.
برای وامهایی که به افراد حقیقی یا کسبوکارهای کوچک داده میشود، کیفیت اعتباری معمولا از طریق فرآیند رتبهبندی اعتباری مشخص میشود. بانکها یا سایر وامدهندگان، پیش از اعطای اعتبار، اطلاعاتی را درباره شخص حقیقی یا حقوقی درخواست کننده وام جمعآوری میکنند. در حالت صدور کارت اعتباری، بانک ممکن است اطلاعاتی از قبیل درآمد سالانه مشتری، بدهیهایش، این که آیا مالک مسکن است یا مستاجر و... را جمع آوری کند. یک فرمول استاندارد برای تبدیل این اطلاعات به عددی بهنام رتبه اعتباری مورد استفاده قرار میگیرد. بر اساس رتبه اعتباری که برای فرد تعیین میشود بانک تصمیم میگیرد که به وی اعتبار بدهد یا ندهد. البته این فرآیند یک فرآیند فرمولبندی شده و استاندارد است.
بسیاری از اشکال ریسک اعتباری- به خصوص آن مؤسسههایی که با مشتریان بزرگ روبهرو هستند– پیچیده و منحصر به فرد بوده و طبیعتشان بهگونهای است که ارزش بررسی تحلیلی و غیرفرمولی را نیز دارد. اصطلاح تحلیل اعتباری برای هر فرآیندی که سعی در ارزیابی کیفیت اعتباری فرد دارد، بهکار میرود. در حالی که اصطلاح تحلیل اعتباری میتواند رتبه بندی اعتباری را دربرگیرد، این اصطلاح بیشتر به فرآیندهایی برمیگردد که قضاوت انسان را شامل میشود.
کارشناسانی که اطلاعات مربوط به درخواستکنندگان اعتبار را بررسی میکنند تحلیلگران اعتباری نامیده میشوند. این اطلاعات ممکن است دربرگیرنده ترازنامه، صورت سود و زیان، روندهای اخیر صنعت موردنظر، محیط کسبوکار فعلی اقتصادی و غیره باشد. همچنین این افراد ممکن است مشخصات خود تعهد (وام) را نیز بررسی کنند. برای مثال، معمولا اوراق قرضه با اولویت منتشر شده توسط یک ناشر، کیفیت اعتباری بالاتری نسبت به بدهیهای تبعی منتشره از سوی همان ناشر دارند. براساس این تحلیل، تحلیلگر اعتباری به هر فرد یک رتبه اعتباری تخصیص میدهد که برای تصمیمگیری در مورد اعطای اعتبار، مورد استفاده قرار میگیرد.
بسیاری از بانکها، مدیران سرمایهگذاری و شرکتهای بیمه، تحلیلگران اعتباری را به خدمت گرفتهاند تا رتبههای اعتباری را به منظور اهداف و استفادههای داخلی تهیه کنند. سایر شرکتهای فعال در این زمینه (مانند Poor’s & Standard ،Moody’s و(Fitch ، رتبهبندی اعتباری را برای استفاده سرمایهگذاران و سایر اشخاص توسعه میدهند. مؤسسههایی که میخواهند اوراق قرضه عمومی منتشر کنند از یک یا چند مؤسسه رتبهبندی برای تعیین رتبه اعتباری اوراق قرضه خود استفاده میکنند. سپس این رتبهها را با هزینه اندک یا بهصورت مجانی در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهند. از طرف دیگر، قانونگذاران و ناظران نیز، باعث توسعه صنعت رتبهبندی اعتباری شدهاند. در ایالات متحده، انجمن ملی متخصصان بیمه رتبههای اعتباری مورد استفاده برای محاسبه ذخیره سرمایه پرتفوهای اوراق قرضه نگهداریشده توسط شرکتهای بیمه را منتشر میکنند.
سایر نظامهای مورد استفاده در رتبهبندی اعتباری نیز مشابه این سیستم هستند:
رتبهها را میتوان با علامتهای + یا - تعدیل کرد، بر این اساس رتبه-AA نسبت به رتبه+A، بالاتر است. بر اساس این تعدیلات-BBB پایینترین رتبه درجه سرمایهگذاری است. سایر نظامهای رتبهبندی اعتباری نیز مشابه سیستم فوق هستند.
منبع: Standard & Poor’s
روشی ارزیابی محدوده خطر اعتباری (اکسپوژر) تا حد زیادی به نوع تعهد وام گیرنده وابسته است. اگر بانکی به یک شرکت وام بدهد، ممکن است بانک، محدوده خطر اعتباریاش را براساس همان تراز تسویه نشده وام (مانده اصل وام) محاسبه کند. فرض کنید به جای وام، بانک یک خط اعتباری به شرکت اعطا کند، اما هیچیک از خطوط اعتباری هنوز آغاز به کار نکردهاند. محدوده خطر اعتباری آنی صفر است، اما این نکته منعکسکننده این موضوع نیست که شرکت حق دارد از خط اعتباریاش استفاده کند. درحقیقت، اگر شرکت به سوی بحران مالی حرکت کند، میتوان انتظار داشت که قبل از ورشکستگی اقدام به استفاده از خط اعتباری کند. یک راه حل ساده برای بانک برای بررسی محدوده اعتباری این است که آن را برابر با کل خط اعتباری مشتری قرار دهد. با این حال، ممکن است محدوده خطر اعتباری بیش از حد برآورد شود. یک رویکرد دیگر این است که محدوده خطر اعتباری بهعنوان کسری از کل خط اعتباری در نظر گرفته شود، که این کسر را میتوان با استفاده از تحلیل موارد و نمونههای قبلی که دارای خطوط اعتباری مشابهی با خط اعتباری فعلی بودهاند، محاسبه کرد.
مدلسازی ریسک اعتباری، مفهومی است که بهصورت گسترده هر نوع روش مبتنی بر الگوریتم ارزیابی ریسک اعتباری را دربرمیگیرد. این اصطلاح، رتبهبندی اعتباری را نیز دربرمیگیرد، اما بیشتر برای توصیف کاربرد مدلهای ارزش دارایی و مدلهای شدت، در چند زمینه، مورد استفاده قرار میگیرد. این زمینه ها عبارتند از:
جایگزین شدن با روشهای سنتی تحلیل اعتباری.
بهکارگیری توسط مهندسان مالی برای ارزشگذاری مشتقات اعتباری.
تعمیم معیارهای ریسک اعتباری پرتفوی که برای تحلیل ریسک اعتباری کل پرتفوی تعهدات و به منظور پشتیبانی از اوراق بهادارسازی، مدیریت ریسک یا اهداف قانونی استفاده میشود.
ابزارهای مشتقه نشاندهنده تعهدات مشروط هستند، بنابراین این ابزارها نیز دربردارنده ریسک اعتباری هستند. اگرچه میتوان ارزش محدوده خطر اعتباری (محدوده خطر علامتگیر از بازار) مشتقات را بر مبنای ارزش بازار جاری آنها اندازهگیری کرد، اما این سنجه یک تصویر ناقص فراهم میکند. برای مثال، بسیاری از مشتقات از قبیل پیمانهای آتی و سوآپها در ابتدای دوره ارزشی برابر با صفر دارند. ارزش محدوده خطر اعتباری -که تنها بر مبنای ارزشهای فعلی بازار است- این احتمال که ارزشهای بازار ممکن است طی زمان افزایش پیدا کنند را در نظر نمیگیرد. بدینمنظور باید از برخی سنجههای احتمالی محدوده خطر اعتباری بالقوه نیز استفاده کرد.
برای مدیریت و کاهش ریسک اعتباری روشهای مختلفی وجود دارد. نخستین راهبرد در برابر این ریسک استفاده از رتبهبندی اعتباری یا تحلیل اعتباری بهمنظور اجتناب از اعطای اعتبار به بخشهایی است که ریسک اعتباری بالایی دارند. محدودیتهای ریسک اعتباری نیز به نحو گستردهای مورد استفاده قرار میگیرند. این محدودیتها عموما بیشتر محدوده خطری (اکسپوژر) که یک شرکت یا بانک مایل است از یک تعهدکننده تحمل کند را مشخص میکنند. این محدودیتها در محدودیتهای صنعتی یا کشوری نیز ممکن است برای محدودکردن مجموع محدودههای خطر اعتباری، که یک شرکت مایل است از یک صنعت خاص یا کشور خاص دریافت کند، در نظر گرفته شود. محاسبه محدودههای خطر براساس این محدودیتها، نیازمند مدلسازی ریسک اعتباری است. ممکن است تعهدات به گونهای تجهیز شوند که دربرگیرنده وثیقهگذاری یا انواع مختلف فرآیندهای افزایش اعتبار باشند. ریسک اعتباری را میتوان با استفاده از مشتقات اعتباری نیز مصونسازی کرد. سرانجام، این که شرکتها میتوانند در برابر محدودههای خطر اعتباری تسویهنشده، مقداری سرمایه نگهداری کنند.