شبکه اخبار اقتصادی و دارایی ایران
۰۳:۳۹ شنبه، ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
English پارسی
  
ورودیه‌ای به موضوع چگونگی تنظیم جریان نقدینگی ۰۸:۵۲ (سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸)
نهرهایی برای ورود، دریچه‌هایی برای خروج

داوود سوری *، محمد وصال **

چگونگی تنظیم جریان نقدینگی در یک مؤسسه پولی با کنترل نقدینگی در پیکره اقتصاد تفاوت دارد، هرچند می‌توان جامعه را نیز یک موسسه در ابعاد بزرگ فرض کرد. مقاله حاضر با هدف آشنایی با ابزار تنظیم جریان نقدینگی در نظام بانکداری اسلامی تحریر شده است.
بانک‌ها مؤسسه‌هایی هستند که تعهدات کوتاه‌مدت را به دارایی‌های بلندمدت تبدیل می‌کنند. مشکل اصلی در انجام این فرآیند اجرای یک مدیریت نقدینگی کارآمد است، به نحوی که بانک بتواند به درخواست‌های برداشت از حساب مشتریان پاسخ گفته و درخواست‌های وام را نیز به خوبی برآورده کند. برای مدیریت نقدینگی باید اجزای مختلفی در تعامل با یکدیگر فعالیت کنند، ساختار سازمانی مناسب،‌ وجود ابزارهای کم‌هزینه و متنوع نظام اندازه‌گیری و پایش خطرپذیری نقدینگی اجزای یک مدیریت نقدینگی کارآمد را تشکیل می‌دهد. در نظام بانکداری اسلامی مشکل اصلی در مدیریت نقدینگی، کمبود ابزارهای کافی است. در سال‌های اخیر در پاسخ به این نیاز،‌کشورهای اسلامی به توسعه ابزارهای مدیریت نقدینگی اسلامی اقدام کرده‌اند.
موسسه‌های اعتباری به‌طورمعمول تعهدات سیال کوتاه‌مدت را به دارایی‌های غیرسیال بلندمدت تبدیل می‌کنند و در راستای افزایش رفاه مشتریان، امکان هموارسازی مصرف و سرمایه‌گذاری را برای آنها فراهم می‌آورند. هرچند بانک با این فعالیت از مشتریان خود در برابر مشکلات نقدینگی حفاظت می‌کند، اما خود در معرض ریسک نقدینگی قرار می‌گیرد. بر این اساس مفهوم «مدیریت نقدینگی» بانک به یکی از مفاهیم اساسی در مدیریت ریسک این مؤسسه‌ها تبدیل شده است.
مدیریت نقدینگی، توانایی کوتاه‌مدت بانک در پاسخگویی به برداشت‌های مشتریان و تقاضاهای جدید برای وام است (1980, Luckett) بروز مشکل نقدینگی برای یک بانک علاوه بر زیان‌ هنگفتی که برای مشتریان بانک دارد، به سرعت می‌تواند به دیگر مؤسسات اعتباری نیز سرایت کند و باعث سقوط نظام مالی یک کشور شود. نظر به اهمیت و میزان اثرگذاری این مطلب، ابزارهایی مانند بیمه سپرده، ذخیره قانونی نزد بانک مرکزی و دسترسی به نقدینگی بانک مرکزی برای مدیریت نقدینگی بانک ایجاد شده‌اند.
روش‌های مدیریت نقدینگی در طول زمان با تحولات اساسی روبه‌رو شده‌اند. در گذشته مدیریت نقدینگی به‌طورمعمول به مدیریت دارایی‌ها تعبیر می‌شد، ولی با توسعه بازارهای مالی و به‌ویژه بازارهای بین بانکی، مدیریت نقدینگی براساس مدیریت تعهدات گسترش پیدا کرد. بدین معنا که بانک برای تأمین نقدینگی از بازار بین بانکی یا دیگر بازارهای سرمایه، قرض می‌گیرد و تعهداتی برای خود ایجاد می‌کند. استفاده از مدیریت تعهدات در مدیریت نقدینگی با توجه به محدودیت‌هایی که دراسلام بر مبادلات قرض گذاشته شده است، ‌برای استفاده در نظام بانکی اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد.
در مدیریت نقدینگی، دارایی‌ها و تعهدهای بانک را به دو دسته اختیاری و غیراختیاری تقسیم می‌کنند. آن دسته از دارایی‌ها و تعهدهایی که مقدار آنها در کنترل کوتاه‌مدت بانک است، به دسته اختیاری تعلق دارند. این دسته شامل استقراض از بانک مرکزی، سرمایه‌گذاری‌ها و گواهی‌های سپرده می‌شود. دسته غیراختیاری، دارایی‌ها و تعهدهایی هستند که کنترل کوتاه‌مدت آنها در اختیار بانک نیست و بانک تنها می‌تواند پیش‌بینی‌هایی از تغییرات این اقلام داشته باشد. این گروه شامل سپرده‌ها، وام‌ها و برخی دیگر از اقلام ترازنامه بانک است. براساس این تقسیم‌بندی،‌ ایجاد تغییرات در اقلام اختیاری ترازنامه برای جبران خالص تغییرات اقلام غیراختیاری ترازنامه، به‌عنوان مدیریت نقدینگی شناخته می‌شود. از آنجا که اقلام اختیاری ترازنامه متفاوت هستند، در پاسخ به نیاز به نقدینگی، بانک می‌تواند از ابزارهای متفاوتی برای تأمین آن استفاده کند. هزینه استفاده از این ابزارها متفاوت است و با توجه به زمانبندی نیاز به نقدینگی، بانک می‌توانددر مورد استفاده از هر یک از این ابزارها تصمیم بگیرد. درواقع بانک برای انتخاب ابزار، به دو اصل کلی توجه می‌کند: اول؛ عقاید گروه مدیریت بانک و دوم؛ کمینه‌کردن هزینه مدیریت نقدینگی.
 
عناصر مدیریت نقدینگی
کمیته بال چهار عامل را به‌عنوان اجزای یک مدیریت نقدینگی کارآمد معرفی کرده است: وجود نظام‌های مدیریت اطلاعات، تحلیل نیاز خالص به نقدینگی در گزینه‌های مختلف، متنوع‌سازی منابع تأمین نقدینگی و وجود برنامه‌های مشروط برای تأمین نقدینگی. این عوامل در واقع ناظر بر جنبه‌های مختلف مدیریت نقدینگی هستند، که باید به صورتی هماهنگ عمل کنند. شاید ساختار سازمانی مدیریت نقدینگی و اینکه نقش و مسئولیت هریک از رده‌ها چگونه باشد، مهم‌ترین عامل در اجرای مدیریت نقدینگی است، از این‌رو ابزارهایی که برای مدیریت نقدینگی در اختیار بانک قرار دارند، به‌عنوان عوامل مهمی در مدیریت نقدینگی باید مورد توجه قرار گیرند. سرانجام باید توجه کرد که اندازه‌گیری و پایش نقدینگی، یکی از جنبه‌های جدایی‌ناپذیر مدیریت نقدینگی است. در صورت نبود شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری میزان ریسک نقدینگی در بانک، سیاستگذاری برای کنترل نقدینگی، می‌تواند با مشکلات اساسی روبه‌رو شود. در ادامه هر یک از این جنبه‌ها بررسی شده است.
 
·         ساختار سازمانی مدیریت نقدینگی
برای اجرای مدیریت نقدینگی کارآمد، باید ساختار سازمانی مناسب آن نیز طراحی شود. این ساختار به‌طورمعمول شامل یک هیأت مدیره یا هیأت عامل است که تصمیم‌گیری‌های کلی و جهت‌گیری‌ها را مشخص می‌کند. پیشنهادها درباره مدیریت نقدینگی، توسط کمیته دارایی‌ها و تعهدات یا کمیته مدیریت ریسک به این هیأت ارسال می‌شود. همخوانی شاخص‌های عملکرد با سیاست‌ها، توسط قسمت کنترل ریسک ارزیابی می‌شود. قسمت خزانه‌داری مسئولیت مدیریت عملیاتی نقدینگی روزانه را بر عهده دارد،‌که خود نیز می‌تواند به قسمت‌های مختلفی تقسیم شود.
ساختارهای دیگری نیز برای سازمان مدیریت نقدینگی وجود دارد، به عنوان مثال در برخی از ساختارها مدیریت نقدینگی به صورت استانی انجام می‌شود و مدیریت‌های استانی از اختیارات نسبی در این امر برخوردارند. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز ساختاری را برای سازمان مدیریت نقدینگی پیشنهاد کرده است (رهنمود مدیریت ریسک نقدینگی، تیر 1386).
 
·         ابزارها
میزان تنوع ابزارهای مدیریت نقدینگی به میزان توسعه‌یافتگی مالی کشور بستگی دارد. اگرچه ساختار اصلی این ابزارها با سرعت کمی دچار تغییر و تحول می‌شوند، ولی هر ابزار با توجه به وضعیت بانک و شرایط کشور مورد نظر می‌تواند به اشکال مختلفی اعمال شود. در این قسمت، ابزارهایی که به صورت سنتی در مدیریت نقدینگی بانک‌ها استفاده می‌شوند، معرفی شده‌اند. در این بخش سازگاری ابزار مورد نظر با شرع اسلام در نظر گرفته نشده است و فقط ابزارهای موجود معرفی شده‌اند.
 
·         گواهی سپرده
گواهی سپرده، نشان‌دهنده پولی است که برای مدت مشخصی (بین 30 تا 90 روز) در بانک سپرده‌گذاری شده است. این ابزار برای جذب نقدینگی شرکت‌ها یا افراد، که به‌طورمعمول برای مدت کوتاهی راکد است، ‌ایجاد شده و می‌تواند قابل مذاکره (برای مثال مذاکره درباره مدت زمان سپرده‌گذاری) باشد، که در این صورت در بازار ثانویه مبادله می‌شود. این سپرده‌ها به‌طورمعمول مشمول قوانین بیمه‌ای و حداقل موجودی نزد بانک مرکزی می‌شوند.
 
·         قرارداد بازخرید
قرارداد بازخرید یک جابه‌جایی کوتاه‌مدت بین دارایی و ارزش نقدی معادل آن است. در این قرارداد بانک یک دارایی را به یک شرکت تجاری یا مشتری دولتی می‌فروشد و سپس در زمان مشخصی (که در قرارداد ذکر شده) دوباره آن را می‌خرد. بدین ترتیب بانک این توانایی را می‌یابد که دارایی خود را در زمان نیاز به منابع نقدی تبدیل کند. از آنجا که قیمت و زمان بازخرید دارایی توسط بانک، در قرارداد بازخرید ذکر می‌شود، این ابزار به دقت شبیه به یک وام با بازدهی ثابت و سررسید مشخص است، که دارایی مورد مبادله به‌عنوان پشتوانه (وثیقه) وام خواهد بود. معمول‌ترین نوع دارایی که در بانک‌های آمریکا برای این نوع قراردادها استفاده می‌شود، اوراق قرضه خزانه‌داری است. سررسید این قراردادها نیز به‌طورمعمول خیلی کوتاه (در حد یک روز) است، اما قراردادهای بلندمدت‌تر نیز در این بازار وجود دارند.
قراردادهای بازخرید در واقع نوعی تأمین مالی (نقدینگی) برای بانک به شمار می‌آید. برعکس این قرارداد نیز ممکن است. به این ترتیب که بانک دارایی را از شرکتی خریداری می‌کند و دوباره به وی می‌فروشد که در این صورت به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری برای بانک خواهد بود.
 
·         استقراض از بانک مرکزی
استقراض از بانک مرکزی به‌عنوان آخرین ابزار در مدیریت نقدینگی مطرح می‌شود. دلیل این امر نیز مقررات بانک مرکزی برای جلوگیری از ناپایداری در نظام‌ مالی و اعتباری است، که هزینه استفاده (نرخ بهره) از این ابزار را افزایش می‌دهد. زمان سررسید این وام‌ها نیز کوتاه هستند و بیشتر برای رفع مشکلات موقت بانک‌ها در نظر گرفته شده است.
 
·         اوراق قرضه خزانه‌داری
این اوراق توسط دولت منتشر می‌شود و به‌طورمعمول به قیمتی کمتر از قیمت اسمی (قیمت سررسید) فروخته می‌شود. از این رو در سررسید سودی عاید دارنده آن خواهد شد. سررسید اوراق قرضه خزانه‌داری در آمریکا کوتاه (بین 3 تا 12 ماه) بوده و از آنجا که دولت آنها را تضمین کرده است، به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری امن مطرح هستند. به‌علاوه تغییرات قیمت آنها نیز کم است. از این‌رو این اوراق به‌عنوان یکی از دارایی‌های نقدشونده بانک‌ها به حساب می‌آیند. در کشور ما اوراق مشارت دولت (مثلا برای پروژه‌های راه‌سازی،‌ نیروگاهی و...) نقشی مشابه اوراق قرضه خزانه‌داری دارند، با این تفاوت که بانک‌های دولتی به‌عنوان عاملیت فروش این اوراق شناخته می‌شوند.
 
·         بازار بین بانکی
بازار بین بانکی یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت نقدینگی در کشورهای پیشرفته است. در این بازار بانک‌هایی که به نقدینگی نیاز دارند از دیگر بانک‌ها به صورت کوتاه‌مدت وام می‌گیرند. به‌طورمعمول زمان سررسید این وام‌ها یک شب است (وام‌های تا یک سال نیز در برخی از کشورها وجود دارد). بانک‌های بزرگ به‌طورمعمول منابع راکد بانک‌های کوچکتر را، برای تأمین نیاز نقدینگی خود، ‌می‌خرند.
 
·         اوراق تجاری
اوراق تجاری، به منظور استقراض از بازار سرمایه توسط شرکت‌ها یا مؤسسات مالی اعتباری منتشر می‌شود. این اوراق به‌طورمعمول بدون پشتوانه دارایی‌اند و برای تأمین مالی کوتاه‌مدت (در آمریکا حداکثر 270 روزه) هستند. در زمان فروش،‌ قیمت اوراق تجاری کمتر از قیمت اسمی نوشته شده روی آن است و در زمان سررسید، شرکت منتشرکننده موظف است که قیمت اسمی آن را پرداخت کند. از این رو نرخ بهره‌ای برابر با نرخ تنزیل (تخفیف) در نظر گرفته شده برای اوراق تجاری ایجاد می‌شود. مبالغ این اوراق به‌طورمعمول در حدی است که تنها موسسات مالی و اعتباری می‌توانند به خرید آنها اقدام کنند.
 
·         تأییدیه بانک
تأییدیه بانک برای تسهیل معاملات تجاری ایجاد شده است و یک تأییدیه مشخص به معامله مقدار معینی کالا مربوط می‌شود. تأییدیه بانک نشانگر تعهد بانک در پرداخت مبلغ مشخصی در زمان مشخص است. این تأییدیه بنا به درخواست خریدار کالا (که نزد بانک دارای اعتبار است) صادر می‌شود. پس از صدور، ‌این تأییدیه به عنوان یکی از تعهدات بانک به حساب می‌آید و بانک موظف است در موعد مقرر مبلغ مندرج روی آن را به فرد حامل آن تحویل دهد.
با صدور تأییدیه بانک در واقع ارزش اعتباری بانک جایگزین ارزش اعتباری فرد می‌شود. از این رو این روش به‌عنوان یک روش مطمئن در انجام معاملات تجاری بین‌المللی شناخته می‌شود. پس از صدور،‌ این تأییدیه‌ها در بازار ثانویه قابل مبادله هستند. ارزش آنها برای مبادلات ثانویه به‌طورمعمول کمتر از ارزش اسمی مندرج روی آن است و از این رو نرخ بهره‌ای به این اوراق تعلق می‌گیرد (نرخ تنزیل). با توجه به ضمانت بانک، تأییدیه‌ها دارایی‌های ایمنی به شمار می‌آیند و نرخ بهره آنها در حدود نرخ بهره گواهی‌های سپرده است.
 
سیستم اندازه‌گیری و پایش
نخستین قدم در مدیریت نقدینگی، راه‌اندازی سیستم اندازه‌گیری ریسک نقدینگی است. در صورتی که معیارهای کمی برای بررسی شرایط نقدینگی بانک وجود نداشته باشد، مدیریت نقدینگی نمی‌تواند به خوبی انجام شود. پس از اندازه‌گیری، سیستم پایش،؟ میزان ریسک نقدینگی را با پیش‌بینی‌ها مقایسه می‌کند و دستیابی به هدف‌های مدنظر را ارزیابی می‌کند.
 
شاخص‌های ریسک نقدینگی
معیارهای بسیاری برای اندازه‌گیری کمی توان بانک در ارائه خدمات به سپرده‌گذاران و وام‌گیرندگان وجود دارد. پیش از سال 1960 میلادی معیار اصلی که برای اندازه‌گیری ریسک نقدینگی استفاده می‌شد، نسبت وام به سپرده بود. این نسبت درواقع نسبت غیرنقدترین دارایی (وام) به نقدترین تعهد (سپرده) بانک بود. پس از توسعه مدیریت نقدینگی، با استفاده از مدیریت تعهدات، ‌بیشتر شاخص‌هایی که برای اندازه‌گیری ریسک نقدینگی استفاده می‌شوند، ‌بر مفهوم پول نامطمئن تمرکز دارند.
پول نامطمئن به منابعی اطلاق می‌شود که در شرایط دشوار قدرت نقدشوندگی خود را از دست می‌دهند. از این رو این شاخص‌ها میزان وابستگی بانک به منابعی که در شرایط بحرانی بازار غیرقابل استفاده می‌شوند را اندازه‌گیری می‌کنند.
دسته اول شاخص‌های ریسک نقدینگی؛ شاخص‌های استانداردی هستند که بر پایه جریان وجوه نقد تعریف‌ شده‌اند و میزان شکاف نقدینگی را اندازه‌گیری می‌کنند. دسته دوم، که کمتر استفاده می‌شوند، شاخص‌هایی هستند که براساس موجودی (و نه جریان وجوه) تعریف شده‌اند. دسته سوم نیز میزان تمرکز تأمین مالی را اندازه‌گیری می‌کنند. بانک‌های پیشرفته از ترکیب این شاخص‌ها استفاده می‌کنند، اما بانک‌های کوچک تنها بر مبنای نسبت‌های نظارتی،‌ وضعیت نقدینگی خود را ارزیابی می‌کنند. برخی از بانک‌ها نیز در کنار شاخص‌های ریسک نقدینگی، از مدل‌های «نقدینگی در معرض خطر» نیز برای بررسی شرایط استفاده می‌کنند.
شاخص‌هایی که به‌طورمعمول برای اندازه‌گیری ریسک نقدینگی استفاده می‌شوند، عبارتند از:
·         جریان وجوه نقد برای گروه‌های مختلف سررسید تعهدها و دارایی‌ها (نردبان سررسید یا تحلیل شکاف) این شاخص می‌تواند به تفکیک سازمان (کلی، منطقه‌ای، محلی)، بازار یا محصولات مالی مورد بررسی قرار گیرد. پیش‌بینی جریان وجوه (مثلا براساس تخمین‌های آماری یا سناریوسازی) نیز می‌تواند در ساخت شاخص دخیل باشد.
·         میزان تأمین مالی بدون پشتوانه
·         نسبت دارایی‌های نقدشونده به کل دارایی‌ها
·         نسبت دارایی‌های نقدشونده به تعهدات مشروط (مثلا تسهیلات، که بانک تعهدی در مورد آنها داده است یا مسیرهای پشتیبان برای معاملات بازار)
·         نسبت دارایی‌های نقدشونده به سپرده‌های دیداری مشتریان
·         ظرفیت به کار گرفته نشده در برنامه‌های استقراض کوتاه‌مدت
·         تمرکز سپرده‌گذاران عمده
·         نسبت تعهدات مدت‌دار به دارایی‌های غیرنقدشونده
·         شرایط کشور (و در نتیجه شرایط ارزهای مورد استفاده بانک)
·         شرایط بازار بین بانکی
·         همخوانی با راهبرد انتشار اوراق بهادار
 
* عضو هیأت علمی مؤسسه عالی بانکداری ایران
** دانشجوی دکترای مدرسه اقتصاد لندن

کد خبر : 611
اخبار مرتبط
نسخه چاپی نسخه چاپی
 نظر شما درباره خبر 
نام فرستنده :
پست الکترونیک :

لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)



دستورالعمل نحوه نظارت پس از واگذاری توسط هیات واگذاری ابلاغ شد
دفتر ثبت نام گواهی الکترونیکی در بازار سرمایه گشایش یافت
رسالت منفی سازی را نداریم
ضیافت افطار وزارت اقتصاد با اصحاب رسانه برگزار شد
ارزش کالای ترانزیت شده کشور در سال 88 از 24 هزار میلیارد تومان فراتر رفت
رشد شتابان صادرات غیرنفتی در دوره سال های 84-1388
ایران در بانکداری بدون ربا پیش گام است
ایران قابلیت تبدیل کردن تحریم ها به فرصت ها را دارد
تشکیل ستادی ویژه برای مقابله با تحریم ها در دولت
حیدری کردزنگنه در جلسه تقدیر از زحمات چهار دهه خدمت خود، به برخی از انتقادات پاسخ گفت

 

 ورود به سایت 
صفحه نخست | گالری تصاویر | پیوندها | درباره ما | ارتباط با ما | ورود | ثبت نام در سایت | اعضای سایت | ارسال گذرواژه فراموش‌شده | آگهی‌ها
طراحی سایت و پورتال، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام