اوباما یکی از مهمترین نطقهای دوران ریاست جمهوریاش را در پکن ایراد کرد. اما این بار تنها یک مخاطب وجود داشت: هو جین تائو، رئیس جمهوری چین.
آ نگونه که رسانههای چین گزارش دادهاند بحث تغییرات آب و هوایی و اقتصاد در دستور کار مذاکرات دو رهبر جهانی قرار داشت اما این موارد موضوع بحث تماسهای تلفنی مستمر این دو رهبر بوده و خواهد بود. تردیدی نیست مهمترین موضوعی که اوباما و جین تائو را پشت درهای بسته در پکن به گفتگو مجبور کرد، برنامه هستهای ایران است.
اروپا و آمریکا در تلاش برای مواجهه با برنامه هستهای ایران به بنبست رسیدهاند و برغم تلاشهای دیپلماتیک بسیار، پیشرفتهای بسیار اندکی حاصل شده است. واقعیت این است که اوباما به شدت به همکاری هو جین تائو برای گسترش اجماع بینالمللی علیه برنامه هستهای ایران نیاز دارد. ایران بی تردید یکی از دلمشغولیهای اصلی هر دو رهبر است. تهران بهرغم فشارهای بینالمللی به غنیسازی اورانیوم ادامه میدهد و با سنگاندازی بر سر راه طرح ارسال اورانیوم با غنای پایین به روسیه و فرانسه، شائبههای بینالمللی را در خصوص برنامه هستهای خود افزایش داده است. تلاشها برای تغییر این وضعیت بغرنج به تصمیم روسیه و چین بستگی دارد؛ رهبران مسکو و پکن باید به این نتیجه برسند که در اعمال تحریمهای شدیدتر علیه ایران و منزوی کردن بیشتر این کشور در عرصه بینالمللی باید نقش «پلیس بد» را ایفا کنند.
در شرایط کنونی به احتمال قریب به یقین چین کمکی نخواهد کرد. بر عکس، در شرایطی که ایران غرب را به کوچه بنبست کشانده و با زمان بازی میکند، چین با استفاده از فضای تحریم، روابط تجاری و اقتصادی خود را با تهران تعمیق کرده است. حتی ناآرامیهای اخیر ایران نیز به سرعت گرفتن این روابط کمک کرد. تنها در سال جاری شرکت همکاریهای نفتی ملی چین قراردادی چند میلیارد دلاری با همتای ایرانی خود (شرکت ملی نفت ایران) امضا کرد و از آن مهمتر پکن طی چند ماه اخیر به بزرگترین فروشنده بنزین و گازوئیل به ایران تبدیل شده است. در واقع چین با فرصتطلبی محض از بازار خوب ایران به واسطه رویارویی تهران و غرب بهرهبرداری میکند.
پرسش این است که که اوباما چگونه میتواند همتای چینی خود را به اتخاذ موضعی سختتر در قبال کشوری ترغیب کند که دومین تامینکننده نفت خام چین است؟ به احتمال فراوان اوباما در این سفر به این مهم دست نخواهد یافت اما ارزش دارد سعی خود را بکند. مهمترین نکته این است که چین باید ایران دارای تسلیحات هستهای را تهدیدکننده منافع خود ببیند.
متاسفانه چین بمب هستهای ایران را قریبالوقوع و یا قطعی نمیداند و بهطور کلی بنبست دیپلماتیک را مشکل غرب میپندارد و نه مشکل خود.
اوباما باید هو را متقاعد کند بمب هستهای ایران مشکل او هم هست. همانگونه که بمب هستهای کره شمالی بهدلایل مختلف اینگونه است. در مورد کره شمالی، چین مایل نیست کشوری مجهز به تسلیحات هستهای در همسایگیاش وجود داشته باشد.
در مورد ایران هم چین نباید تمایل داشته باشد کشوری مجهز به تسلیحات هستهای در منطقهای قرار گیرد که بسیاری از همسایگانش از این موضوع شدیداً نگران هستند. در واقع اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که برای جین تائو متوجه شود که در صورت وقوع این حادثه انگشت مسؤولیت به سمت چین نشانه خواهد رفت.
اوباما باید هو را متقاعد کند در صورتی که پکن در قبال برنامه هستهای ایران در مسیر درست گام برندارد، خود را در خاورمیانه منزوی خواهد کرد. سیاست خارجی چین آشکارا عملگرا و متکی به خود است. اوباما باید بر این نکته تاکید کند که ادامه حمایت چین از ایران میتواند به شکلی بالقوه به بیثباتی بیشتر خاورمیانه بیانجامد و در نهایت حس کینه و دشمنی نسبت به پکن را در دل کشورهای منطقه ایجاد کند؛ کشورهایی که عموما از منظر منابع نفتی غنی هستند و میتوانند منبعی مناسب برای تامین اشتهای سیریناپذیر غول آسیا به سوخت باشند.
عربستان سعودی اخیرا با هماهنگی آمریکا از آمادگی خود برای افزایش صادرات نفت خام به چین خبر داده است.
اما برگ آس در مذاکرات دو رهبر، اسرائیل است که برنامه هستهای ایران را تهدیدی برای موجودیت خود تلقی میکند و تاکید دارد در صورتی که تلاشهای دیپلماتیک با هدف مهار برنامه هستهای ایران هر چه سریعتر به نتیجه مطلوب ختم نشود، اقدام نظامی غیرقابل اجتناب خواهد بود. اوباما باید این نکته را برای همتای چینی خود روشن کند که همسایگان ایران دست روی دست نخواهند گذاشت تا ایران با موفقیت بمب هستهای خود را آزمایش کند. رئیس جمهور چین باید درک کند اگر اسرائیل با خطر نابودی هستهای مواجه شود، حتی آمریکا نیز قادر به منصرف کردن تلآویو ]از حمله به ایران[ نیست. بسیاری بر این باورند که چین بدش نمیآید در حالی که به گسترش و تعمیق سرمایهگذاری خود در ایران مشغول است، بنبست میان غرب و ایران نیز کشدار شود. چنین روابط و مناسباتی برای اجرای راهبردهای امنیت ملی چین ضروری است.
به نظر میرسد در شرایط کنونی تنها زمانی که اوباما اطلاعاتی محرمانه در خصوص دستیابی ایران به بمب هستهای در اختیار جین تائو قرار دهد، ورق برخواهد گشت؛ اما موضوع این است که در آن شرایط کار از کار گذشته و برای اقدام مقتضی چین نیز دیر شده است. این چیزی است که رئیس جمهوری ایالات متحده باید پشت درهای بسته و بدون حضور دوربینهای تلویزیونی رو در رو به همتای چینی خود بگوید.
منبع: اسلیت